گاهی دلت می خواهد پروانه باشی بسوزی به دور شمع و بابونه های حیات ... گاهی دلت می خواهد کبوتر سپیدی باشی روی دیوار دل دلهای گرفته ، بپری از روی بام دنیا و پیغام دلدادگان را برسانی ... و گاهی دلت می خواهد قاصدک دل خودت باشی ، برقصی در باد و تا آن دور دست ها برای خود ، تا مقصود بدوی ، تا خبری از خود گم کرده ات بیابی ... و گاهی پس از راه های رفته با کفش های دل شکسته ، گم کرده ات را در همین جا ،در میان اشک هایت ، دل گرفته ات ، چهره ی در هم پیچیده در آینه ... در نقطه ای دور... !!! در خودت می یابی
برچسب:
نویسنده: ساحل عابدی
تاريخ: چهارشنبه
28 مرداد
1405 ساعت: 17:08